دوشنبه , مهر ۲۲ ۱۳۹۸
خانه / محتوای آموزشی / سر کلاس بموقع شوخ طبع باشید

سر کلاس بموقع شوخ طبع باشید

سر کلاس بموقع شوخ طبع باشید

روش تدریس و چگونگی برقراری ارتباط با دانش آموزان از موضوعاتی است که توجه به آن می تواند نقش مؤثری در بالا بردن کیفیت آموزشی در مدارس ایفا نماید. مدیریت روابط با دانش‌آموزان نیز به اندازه موضوع درس مهم است. در محیطی که دانش آموز با معلم خود احساس نزدیکی نکند و از او بترسد و یا به او اعتماد نداشته باشد یادگیری به نحو احسن انجام
نمی گیرد. تجربه نشان داده است که اگر حتی دانش آموز به درسی علاقه‌مند نباشد اما معلمِ آن را دوست بدارد و با او ارتباط روحی برقرار کند درس را به خاطر معلم خود می خواند و چه بسا که به درس علاقه‌مند هم بشود.
احترام متقابل:معلمی که دانش آموز را پائین تر از خود می داند و به او با دیده تحقیر می نگرد نباید انتظار احترام از طرف او را داشته باشد. اگر دانش آموز را به عنوان یک انسان مستقل بپذیریم و به خواسته ها و نظرات او احترام بگذاریم درواقع به خود احترام گذاشته ایم و این احترام متقابل صمیمیت و نزدیکی روحی ایجاد خواهد کرد.
الگوی خوب:برای الگوی خوب بودن باید به حرف های خود معتقد باشیم و به آن عمل کنیم. صرف گفتن «دروغ بد است» یا «منظم بودن خوب است» تأثیری بر اخلاق و رفتار دانش آموز نمی گذارد. زمانی
می توانیم انتظار رفتار درست از آنها را داشته باشیم که خود نیز به آن ها مقید و معتقد باشیم. معلمی که از دانش آموزان توقع دارد منظم باشند باید خود نیز منظم بوده و در سر کلاس به موقع حاضر شود. دانش آموزان خیلی زود دوگانگی رفتار را متوجه می‌شوند.
شوخ طبعی :شوخی کردن به جا در کلاس هم موجب تلطیف فضای درسی خواهد شد و هم از فشار درس به ویژه دروسی چون ریاضی و فیزیک می کاهد. البته باید مواظب بود که شوخ طبعی شکل تمسخر و ریشخند دانش آموزان را به خود نگیرد؛ چرا که استهزای دانش‌آموز به خصوص در حضور دیگران نه تنها موجب تنفر وی از درس می شود بلکه گاهی لطمات روحی زیادی را ایجاد می‌کند.
روانشناسی رفتار:مدرسه بهترین جا برای یادگیری رفتارهای اجتماعی است. اگر به سخنان دانش آموز به دقت گوش داده و حرفش را قطع نکنید او یاد می گیرد به طرف مقابل خود احترام گذاشته و به حرف‌هایش خوب گوش دهد. ایجاد بحث های دو یا چند نفره و وادار کردن دانش‌آموزان به گوش دادن موجب می‌شود این هنر را عملاً یاد بگیرند. همچنین هنگام پاسخ دادن دانش آموز تمام حواس خود را جمع صحبت هایش کنید. این کار موجب می‌شود دانش آموز احساس کند به او توجه می‌شود و صحبت هایش (هرچند تکراری یا نادرست باشد) برای معلم مهم است. . این کار موجب تشویق دانش آموز شده و سبب می شود به درس با دقت بیشتری گوش کرده و همواره در مباحث آن شرکت کند.
بی‌توجهی به صحبت‌های دانش آموز، بی حالتی و سردی چهره شوق پاسخگویی را در وی می‌کاهد.
برنامه ریزی :تحقیر و توبیخ دانش آموز همیشه شیوه مناسبی برای اصلاح دانش آموزان بعضاً تنبل نیست. گاه تشویق تأثیری می گذارد که توبیخ نمی گذارد. استفاده از دانش‌آموزان درسخوان برای کمک به ضعیف ترها، دسته بندی دانش آموزان و ایجاد گروه های درسی و رقابت سالم بین آنها می تواند به پیشرفت درسی کمک نماید. مشورت و صحبت با والدین نیز می تواند در این زمینه گره‌گشا باشد. بیشتر دانش‌آموزانی که از نظر درسی ضعیف هستند افراد بی‌برنامه‌ای‌اند که در طول روز زمان مفید خود را هدر می دهند و شب امتحان نمی‌توانند جبران کنند. با همکاری مشاورین مدرسه، اولیا و خود دانش آموز می‌توان برنامه‌ریزی و نظم را به آنها آموخت.

نگاهی به افزایش خستگی معلمان . .

خستگی بدنی و روحی برای انسان، حالتی آزار دهنده است که تقریبا تمام توان و انرژی وی را تحت تاثیر قرار داده و از کارایی افراد می‌کاهد و درتعریف آن گفته شده: خستگی Fatigue کاهش توانایی انجام دادن کار است، خواه کار بدنی باشد یا ذهنی .
خستگی، آسیب دیدن عمل دستگاه های حسی، عصبی، یا عضلانی که در نتیجه انگیزش و فعالیت مداوم پیدا می‌شود.
خستگی، بیزاری و سیری است که یک احساس بدنی خاص است.
عصبانیت Nervousness حالت تنش درونی، بی آرامی و حساسیت فوق العاده را می‌گویند.
(فرهنگ علوم رفتاری،شعاری نژاد)
منظور ما در این نوشته کوتاه، خستگی اعصاب،ضعف عصبی و نوراستنی Neurasthenia نیست. خستگی اعصاب یک بیماری کنشی است که با احساس ضعف و کاهش فعالیت بدنی و ذهنی مشخص می‌شود. بیماری‌ای عصبی است که شخص مبتلا دائما از ضعف و خستگی بدنی و ذهنی، احساس سنگینی در سر، ضعف حافظه و دیگر عوارض شکایت می‌کند. البته این احساس نتیجه فعالیت عضلانی و ذهنی نیست بلکه یک نوع خستگی خیالی است که در اثر اضطراب روانی پیدا می‌شود.
معلمان هم مانند دیگر افراد ممکن است دچار خستگی شوند. کار ارزشمند معلم به دلایل بسیار با دیگر مشاغل تفاوت‌هایی دارد. معلم در کلاس باید از دانش‌آموزان ارزشیابی شفاهی و کتبی داشته باشد، کلاس را مدیریت و اداره و سر و صدا و گرمی و سردی را تحمل کند، واکنش دانش‌آموزان را نسبت به تشویق و تنبیه‌های احتمالی زیر نظر بگیرد، محبت بورزد، عواطف مختلف از خود بروز دهد، در آن واحد با چندین نفر با وجود تفاوت‌های فردی آشکار سر و کار دارد، به پرسش‌های همه پاسخ دهد، از یادگیری تک‌تک دانش‌آموزان اطمینان حاصل کند، به پیشرفت‌های شاگردان توجه کند و برای ارتقای سطح کیفی کلاس تلاش کند، آشتی دهد، تشویق کند، ارتباط موثر بین خود، والدین و مدرسه را ایجاد نماید، دل بسوزاند، عشق بورزد، هر دانش آموز را در فرآیند آموزش و یادگیری سهیم کند، دانش‌آموزان را به نوبه مطرح کند، اشکال بگیرد، رفع اشکال کند، قضاوت کند، راهنمایی کند، نمره دهد، بیش از دیگران مراقب اعمال و گفتار خود باشد، پند و اندرز دهد، سخنرانی کند، تکالیف را بررسی کند، بین مباحث جلسات پیش و درس جدید رابطه ایجاد نماید و خلاصه و جمع‌بندی کند.
از طرف دیگر، دانش‌آموزان پر جنب و جوش هم مجبورند برای ساعاتی در کلاس نشسته، مقررات و نظم را رعایت کنند، به پرسش‌های معلم پاسخ گویند و هر کدام انتظار دارند در جریان یاددهی و یادگیری مشارکت داده شوند، سردی و گرمی و سر و صدای کلاس را تحمل کنند، نسبت به فضای آزاد منزل و حیاط مدرسه از جنب و جوش خود بکاهند، مطرح شوند و ذهن و حواس خود را جمع کنند.
معلم باید حواس تمامی دانش‌آموزان را هنگام تدریس به خود جلب کند. از انتقال صحیح اطلاعات به دانشآموز اطمینان یافته و نکات لازم در شیوه‌های تدریس خود را مد نظر قرار داده، برای موثر بودن تلاش خود همواره به ارزیابی روش خود و میزان یادگیری دانش‌آموزان بپردازد و انتظارات مدرسه و خانواده را در مورد دانش‌آموزان در حد ممکن بر آورده کند.
مجموعه موارد بالا و صدها مورد فعالیت‌های ظریف و حساس معلم در کلاس، می‌تواند خستگی وی را به دنبال داشته باشد؛ اما برخی عوامل موثر بر افزایش خستگی معلمان در کلاس چیست؟
در زیر خلاصه‌ای از این عوامل ذکر می‌شود که ممکن است در برخی مدارس و برای برخی معلمان مصداق نداشته باشد و البته جا دارد هر کدام از بندها، جداگانه و به دقت بررسی شود و راهکارهایی برای به حداقل رساندن تاثیر آنها در خستگی معلمان ارائه شود. موارد مذکور صرفا براساس تجربه شخصی تعدادی از همکاران و جهت اطلاع آورده شده؛ اما معلمان باتجربه و دارای سابقه خدمت بالا تاکید می‌کنند که از تمام عوامل موثرتر بر خستگی معلم این است که معلم تمام وقت کلاس را به خود اختصاص دهد و از روش تدریس‌هایی که دانش‌آموزان در آن کاملا منفعل هستند، استفاده شود. ضمنا تجربه نشان داده است که دانش‌آموزان به درس و تدریس معلمان پر انرژی، شاداب و سر حال در کلاس، توجه بیشتری دارند و مطالب ارائه شده را بهتر یاد می‌گیرند و در کل، از نظر آنان، این‌گونه معلمان از نظر بیشتر دانش‌آموزان، افرادی دوست داشتنی، موثر و کارا هستند. بعکس، گرچه اطلاعات علمی برخی معلمان بسیار خوب و حتی نحوه ارائه درس در کلاس هم اشکالی ندارد؛ اما به دلیل این‌که مطالب را با شادابی و حرارت به دانش‌آموزان ارائه نمی‌دهند، میزان توجه و یادگیری آنان در کلاس کمتر خواهد شد.
● عوامل خستگی
نداشتن برنامه و طرح درس مشخص برای یک جلسه آموزشی.
ناهماهنگی معلمان و کادر مدرسه در تنبیه و تشویق دانش‌آموزان و این‌که ممکن است از برخوردهای محبت‌آمیز یا تشویق و تنبیه و روش تدریس معلم، سوءاستفاده کنند.
این نگرش که بیش از اندازه فعالیت می‌کند و کسی قدرش را نمی‌داند.
داشتن این نگرش که کار وی مهم، مفید و موثر نیست و نتیجه‌ای مشهود در دانش‌آموز ندارد.
داشتن این نگرش که تاثیر کار معلم در سطح جامعه چندان مشهود نیست.
مشکلات شخصی معلم مربوط به خارج مدرسه، مانند داشتن فرزند کوچک، استراحت ناکافی، مشکلات احتمالی مادی، مشکلات جسمی.
انتقال ناخواسته (احتمالی) مشکلات شخصی و عصبانیت‌ها به کلاس درس توسط معلم.
استفاده از یک روس تدریس یکنواخت مانند روش تدریس سخنرانی صرف که دانش‌آموزان به صورت کامل شنونده و منفعل خواهند بود.
عدم استفاده نکردن از وسایل کمک آموزشی در کلاس، پس کلاس تنوعی برای دانش‌آموز نخواهد داشت و ممکن است رغبتی به شنیدن سخنان معلم نداشته و توجهی به کلاس ننمایند.
حساسیت و تاکید معلم به انضباط خشک کلاسی دانش‌آموزان، که ابتدا به کسالت دانش‌آموز و سپس معلم منجر خواهد شد.
عدم رضایت شغلی معلم.
حساسیت بیش از حد معلم به جنب و جوش دانش‌آموزان و رعایت مقررات کلاسی و درگیری‌های احتمالی پس ازآن.
اختصاص اوقات کلاس به رسیدگی به درگیری‌های خود با دانش‌آموزان، و دانش‌آموزان با یکدیگر.
تاکید احتمالی برخی مناطق، مدیران مدارس و بازرسان به داشتن نمرات ثبت شده بیشتر توسط معلمان در دفتر نمره، بدون توجه به انواع شیوه‌های ارزشیابی و فقط تاکید بر نمرات پرسش پای تخته که این سبک ارزشیابی به میزان زیادی از انرژی معلمان کاسته و آنان را باکمبود وقت مواجه می‌کند.
● و دیگر عوامل
خستگی معلم مربوط به دانش‌آموزان، کلاس و محتوای دروس.
بی‌توجهی دانش‌آموزان به کلاس در اثر درگیری‌های احتمالی بین خود.
بی‌توجهی دانش‌آموزان به تدریس معلم به دلیل امتحان یا پرسش ساعت پیش یا بعد.
آلودگی هوای کلاس، بیماری‌های واگیردار، گرد‌‌‌و خاک در کلاس.
خستگی دانش‌آموزان در ساعات آخر و معلم مجبور است مکررا توجه آنان را به کلاس و درس جلب نماید.
خستگی دانش‌آموزان به دلایل متعدد مانند مسابقات ساعات پیش، عدم استراحت و خواب کافی در منزل.
آمادگی نداشتن دانش‌آموزان برای پاسخگویی یا امتحان و مقاومت و چانه زنی در برابر پرسش یا ارزشیابی معلم.
وجود دانش‌آموزان بی‌انضباط، بی‌نظم، مزه‌پران، متلک‌گو، و مخل نظم کلاسی که معلم را مجبور به تذکرات مکرر خواهد کرد. گاهی علل بی‌نظمی در کلاس ناشی از خود دانش‌آموز است. برخی از این علت‌ها عبارتند از:
مدیران مدارس سهم بسزایی در کاهش خستگی معلمان داشته و میتوانند با ایجاد فضایی شاد و با تاکید بر روش‌های ایجاد انگیزه بسیار موثر واقع شوند-‌ ناراحتی‌های جسمی، روحی و روانی
-‌ نداشتن علاقه و انگیزه
– سر درگم بودن و بی‌اعتنایی به انتظارات معلم و قوانین و مقررات مدرسه و کلاس درس
-‌ نداشتن برنامه مشخص مطالعه
-‌ کم‌خوابی و خستگی مفرط
– انجام ندادن تکالیف خود
-‌ تغذیه نا مناسب
-‌ نا امیدی احتمالی به آینده
-‌ استقلال‌طلبی و مقابله با اقتدار معلم
جذاب نبودن محیط داخلی کلاس مانند رنگ نامناسب در و دیوار، نداشتن پرده‌های مناسب و زیبا و دیگر امکانات جزیی کلاس.
– وجود مشکلات جدید مانند آوردن موبایل به کلاس از سوی دانش‌آموزان و در نتیجه حواس پرتی آنان و تذکرات مکرر معلم و یا ایجاد سوال برای معلم که چرا تعدادی از دانش‌آموزان اصلا به سخنان معلم توجهی ندارند؟
– نبود رغبت و انگیزه کافی (اکثر) دانش‌آموزان یک کلاس به درس و کتاب یا تحصیل.
– درگیری‌ها و تنبیه‌های احتمالی دانش‌آموزان در ساعات پیش و ترس از سختی درس ساعت بعد.
– درگیری‌های شخصی و قهر و دعوای دانش‌آموزان با هم در کلاس و یا حیاط و بیرون از مدرسه و یا تنبیه و محرومیت‌های دسته جمعی آنان.
– جذاب نبودن محتوای مواد آموزشی و یا حجم بالای برخی کتب درسی.
– سختی برخی مواد درسی.
– عوامل خستگی معلم مربوط به مدرسه، مدیریت،دفتر و همکاران
– جذاب نبودن سالن و حیاط مدرسه مانند رنگ، فضای کافی.
– نبود کارگاه و آزمایشگاه مجهز و فعال و در دسترس معلم و دانش آموز برای تنوع بخشی به روش‌های تدریس.
– نبود امکانات کافی کمک آموزشی که در اختیار معلم قرار بگیرد و وی را مجبور به استفاده از روش تدریس سخنرانی صرف می‌کند.
– نبود مشاوره قوی برای راهنمایی دانش‌آموزان و حل برخی مشکلات آنان.
– وجود معاون یا مدیر بسیار سختگیر که دانش‌آموزان را به اعمال فشار و سختگیری عادت داده و معلم نیز در این رابطه دچار مشکل خواهد شد.
– ندادن بازخورد به معلم توسط مدیریت مدرسه در مورد فعالیت‌های دلسوزانه و مشهود وی و بی‌توجهی به کارهای انجام شده از سوی معلم در کلاس و مدرسه.
– بی‌انگیزگی احتمالی مدیر مدرسه و عدم علاقه به مسوولیت خود و انتقال این بی علاقگی به معلمان.
– سخنان تکراری (احتمالی) همکاران در اوقات زنگ تفریح در دفتر مدرسه، آبدارخانه و سالن و گلایه از موارد مختلف و ندادن انرژی مثبت به هم و نپرداختن به انتقال تجربه و تقویت روحیه همکاران.
– عدم پذیرایی مناسب از همکاران در زنگ تفریح، و وجود درگیری‌های احتمالی دفتر با دانش‌آموزان و رسیدگی به آن در زمان استراحت معلم.
– نبود کتابخانه فعال، نبود سالن کنفرانس یا محلی که معلم برخی اوقات دانش‌آموزان را جهت تنوع بدانجا برده و تدریس نماید.
– بی‌توجهی به نوآوری و ابتکارات معلمان از سوی کادر مدیریت مدرسه.
– ارزشیابی یکنواخت و برای رفع تکلیف از کلیه معلمان، نبود تفاوت میان کارکنان معمولی و کارکنان فعال و کوشا.
– وجود برخی همکاران بی‌انگیزه، منفی‌باف و آنهایی که مکررا انرژی منفی به دیگران منتقل می‌کنند.
– وجود برخی همکاران که با فعالیت‌های نوآورانه و غیرسنتی مخالفت کرده و شخص را از کار خود دلسرد می‌نمایند ومدیریت نیز به تبع آنان، به آن کارهای نوآورانه توجهی نمی‌کند.
– وجود کادر مدیریت خسته و بی انگیزه در مدرسه که به صورت سنتی به وضع موجود رضایت داده و در پی‌‌‌تحرک و نوآوری و تشویق نیستند.
– ایرادگیری بیش از حد برخی والدین به معلم، مدیر، معاون و کارکنان مدرسه که ممکن است آنان را در انجام وظایف خود محتاط کند.
– محافظه‌کاری بیش از حد کادر مدیریت، که فضایی کسل کننده را در مدرسه به وجود خواهد آورد.
– عدم توجه احتمالی بازرسان، ادارات و دوایر به فعالیت‌های موثر معلمان دلسوز، نوآور و خلاق.
– وجود مدیران با نگرش مدیریت ذره‌بینی در مدارس و کنترل دقیق و سختگیرانه بر اعمال معلم در مدرسه.
– حاکم شدن این نگرش نادرست که بین افراد فعال و غیرفعال در این سازمان تفاوتی وجود ندارد که موجب بی‌انگیزگی معلمان خواهد شد.
– حاکم شدن یک فضای محافظه کاری، انضباط خشک، و بی‌توجهی به نشاط و شادابی فضای مدرسه و دانش‌آموزان، وجود تذکرات مکرر مبنی بر رعایت مقررات و موازین انضباطی غیرضروری دانش‌آموزان و در کل، اعمال فشار بر دانش‌آموزان که این فضای غیرشاداب، اثر خود را بر معلمان نیز خواهد گذاشت.
– ندادن انگیزه و انرژی به معلمان در جلسات شورای معلمان مدرسه و برگزاری آن به صورت تکراری و غیرمفید و دعوت نکردن از کارشناسان برای ارائه روش‌های جدید مقابله با خستگی معلمان.
با توجه به هر کدام از بندهای بالا(در صورتی‌که برای معلمان مصداق داشته باشد) پیدا کردن راهکارهای در دسترس، ممکن است که این کار ابتدا توسط خود همکاران و یا توسط متخصصان و کارشناسان مختلف انجام شود. مدیران مدارس سهم بسزایی در کاهش میزان خستگی معلمان در مدرسه داشته و می‌توانند با ایجاد فضایی شاد و محیطی دوست داشتنی و با تاکید بر روش‌های ایجاد انگیزه در همکاران، بسیار موثر واقع شوند. ارائه اطلاعاتی از سوی کارشناسان دعوت شده در جلسه شورای معلمان مدرسه در مورد روش‌های موثر مدیریت کلاس، غلبه بر خستگی، روش‌های نوین ارزشیابی از آموخته‌های دانش‌آموزان، پرس‌وجو از معلمان درخصوص دلایل خستگی با توجه به فضای موجود مدرسه و تلاش‌هایی به وسیله مدیریت آموزشگاه برای رفع علل داخل مدرسه، می‌تواند از جمله اقدامات مطلوب در کاهش میزان خستگی معلمان در کلاس درس باشد.

 

درباره‌ی admin

همچنین ببینید

اطلاعیه دوره های آموزشی رایگان مرکز آموزش مهارتهای پیشرفته ارم

برای دیدن اطلاعیه دوره های آموزشی روی این لینک کلیک نمایید (دوره ها به شکل …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *